وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند
بازدید کننده محترم؛
این وبلاگ برای ارتباط و تبادل اطلاعات علمی در زمینه های مختلف با «طلاب و دانشجویان کلاس هایم» بوده و الزاما "منعکس کننده دیدگاه های شخصی من" نیست.
تلاشم بر آن است که به خودم و دیگران یاد بدهم که حق طلب باشیم، هر چند باور به آن دشوار باشد.
برای دریافت فایل ها و اخبار مربوط به کلاس های من، به کانال درسی من در سال 95-96 به آدرس @darsha در پیام رسان آی گپ و ایتا مراجعه کنید.

آخرین نظرات
  • ۹ فروردين ۹۶، ۱۹:۱۰ - سید مهدی
    متشکرم
چهارشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ب.ظ

آدرس کانال درسی من در تلگرام و سروش


برای دریافت فایل ها و اخبار مربوط به کلاس های من، به کانال درسی در پیام رسان ایتا و آی گپ

@darsha

مراجعه کنید.

اعلام برنامه های درسی

معرفی کتاب های مربوط به هر درس

نمونه سؤالات

ارتباط با داشنجویان و طلاب

.....


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۰
شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ب.ظ

نمونه سؤالات درس اندیشه اسلامی یک و دو

نمونه سؤالات درس اندیشه اسلامی یک و دو برای استفاده دانشجویان عزیز، در کانال سروشی به آدرس: @dorosab قرار داده شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۶ ، ۲۱:۳۳
پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ق.ظ

نمونه سؤال فقه تمهیدیه پایان ترم 96

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۶ ، ۰۹:۲۹
جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ق.ظ

آیا کورش برده داری را لغو کرد؟

برای پیشرفت علم و تمدن، باید اندیشه و قلم را آزاد گذارد. لطفا ابتدا بخوانید، تفکر کنید و بعد انتخاب کنید.


نقل از سایت ادیان
گرچه بر هر منصفی روشن است که کورش‌بزرگ، مردم بابل را از یوغ حاکمان بابلی خلاص نموده و آنان را زیر یوغ خود کشید. چه اینکه در بند 13 و 14 از استوانه آمده است:

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در فضای مجازی به وفور مشاهده می‌شود که از لغو برده‌داری در منشور کورش بزرگ سخن گفته می‌شود. به راستی آیا کورش کبیر (پادشاه بزرگی که اصلاحات زیادی در جهان باستان به انجام رساند و صفات نیکش قابل انکار نیست) برده‌داری را لغو کرد؟ او دقیقاً چه موضعی درباره برده‌داری گرفت؟ و سؤالاتی از این دست که در این مبحث به آن پرداخته خواهد شد.
برخی مدعی هستند که در بند بیست و ششم از استوانه‌ی کورش بزرگ، برده‌داری لغو شده است. اما حقیقت این است که پروفسور شاهرخ رزمجو (که از اساتید بخش خاورمیانه‌ی موزه‌ی بریتانیا British Museum هستند) در ترجمه‌ی استوانه، بند بیست و ششم را چنین بیان داشتند: «در پی امنیت [شهرِ] بابل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل ........ که بر خلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته‌شان نبود، خستگی‌هایشان را تسکین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت.»[1] 
روشن است که کورش‌بزرگ می‌گوید که یوغی بر مردم بابل نهاده شده بود و من آن‌ها را از این یوغ آزاد ساختم. اما به راستی مردم بابل همگی برده بودند؟ واضح است که چنین نبود و منظور از یوغ، حکومت ستمگر بابل بود. استاد عبدالحمید ارفعی (از برترین اساتید باستان‌پژوه و زبان‌شناسِ جهان) در ترجمه‌ی این گفتار چنین آورده است: «درماندگی‌هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم. مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد.» ایشان در حقیقت جمله ی  «anhussn upasih usaptir sarbasunu» را به معنی «رهانیدن از بیگاری و ناحقی» ترجمه کرده اند. در ترجمه‌ی پریچارد (Pritchard) در Ancient Near Eastern Texts نیز همین گفتار آمده است.[2] مشاهده می‌کنیم که برخی، چگونه «رهانیدن عده ای محدود از بیگاری» را به «برانداختن برده داری» تعبیر نمودند، و این برداشتی نادرست و احتمالاً مغرضانه است. از خود استوانه نیز به روشنی فهمیده می‌شود که منظور از آن یوغ، حکومت فرومایگان بر مردم (بند سوم)، گستاخی به خدایان و بت‌ها (بند ششم) بود. حتی در بند هشتم از استوانه به صراحت آمده است که منظور از یوغ و آن بند رها نشدنی، ستم به مردم بوده است: «هر روز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می داشت... همه مردما[نش را...] (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند.»
گرچه بر هر منصفی روشن است که کورش‌بزرگ، مردم بابل را از یوغ حاکمان بابلی خلاص نموده و آنان را زیر یوغ خود کشید. چه اینکه در بند 13 و 14 از استوانه آمده است: «او (مردوک) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همه مردمان سرسیاه (=عامه مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود، به دادگری و راستی شبانی کرد.» روشن است که مردمان در برابر پاهای کورش به خاک می‌افتند و نیز کورش‌بزرگ، شبان (چوپان) مردم نامیده شده است و این یعنی همگان همچون گوسفندان تحت اختیار کورش‌بزرگ بوده‌اند. در بند هجدهم نیز آمده است که مردمان همگی پاهای کورش را بوسیدند و در برابرش کرنش کردند. در بند 30 نیز آمده است که مردم از اقصی نقاط جهان، باج‌هایی بسیار سنگین برای کورش آوردند و در برابرش به خاک افتادند.[3] این یعنی کورش‌بزرگ، مردم بابل را از ستم پادشاه آنجا رهایی بخشید و همه‌ی آنان را برده‌ی خود ساخت. گذشته از اینکه در این استوانه کورش به صراحت بت مردوک و دیگر بت‌ها را می‌ستاید و خود را نماینده‌ی آنان معرفی می‌کند.[4] گرچه برخی چنین اذعان داشته اند که مردم بابل با اختیار خود و با شادکامی در برابر کورش به خاک افتادند و باج‌های سنگینی به وی دادند (!) در حالیکه این یک دروغ بزرگ تبلیغاتی است. چه اینکه مردم بابل هیچ‌گاه به حکومت هخامنشیان رضایت ندادند و همواره در حال تلاش برای خروج از قیمومیت هخامنشیان بودند. شورش‌های فراوان آن مردم (مخصوصاً در عصر حکومت داریوش اول) به روشنی گویای این امر است. گذشته از اینکه از ابتدا نیز اشغال بابل به دست کورش هخامنشی به واسطه‌ی یک ترفند سیاسی بود، نه خواست ملت بابل. البته این موضوع گفتاری مفصل می‌طلبد. لذا کورش‌بزرگ هیچ‌گاه برده‌داری را لغو نکرد. تنها اسیران یهودی را از بند آزاد نمود و بیگاری را برانداخت، یعنی جیره‌ای بسیار اندک برای بردگان قرار داد. لیکن این به معنی لغو برده‌داری نیست. روشن است که برده‌داری در عصر هخامنشیان (در زمان حکومت کورش و پس از آن) امری کاملاً رایج بود. بردگان، همواره بخشی از بدنه‌ی جامعه‌ی طبقاتی بودند، بردگان و کنیزان، رسماً خرید و فروش می‌شدند، و در مقابلِ دریافت جیره‌ای بسیار اندک، مجبور به کارکردن برای اشراف و ثروتمندان بودند.[5]

پی‌نوشت :

[1]. بنگرید به «ترجمه‌ی فارسی از منشور کورش هخامنشی، در موزه بریتانیا، پروفسور شاهرخ رزمجو» The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder
[2]. The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder , Translation given in Pritchard, 'Ancient Near Eastern Texts', pp.315-316
[3]. بنگرید به «ترجمه‌ی فارسی از منشور کورش هخامنشی، در موزه بریتانیا، پروفسور شاهرخ رزمجو» The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder 
[4]. بنگرید به «کورش هخامنشی و پرستش مردوک»
[5]. بنگرید به مقاله «برده‌داری در عصر هخامنشیان»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۸:۵۸
جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۷ ق.ظ

افسانه ای به نام عظمت ایران باستان

فرستاده شده توسط مهستی در تلگرام:

نقل سخن دیگران به معنای تأیید آن نیست.


افسانه ای به نام عظمت ایران باستان
فضای قرن معاصر آن قدر در سیطره نژادپرستی و میهن پرستی است که کتاب تاریخ و اخلاق را نیز باید بر اساس این تعصبات کثیف نوشت.
ناپلئون کبیر، داریوش کبیر، کوروش کبیر، صدام کبیر و ... و کم کم خواهیم شنید ترامپ کبیر و نتانیاهو کبیر و ... .
جرأت نمی کنی بگویی مستند کتاب سوزی ایرانیان توسط اعراب پا درهواست؛ قصه ای که تا صدها سال در هیچ کتاب تاریخی ذکر نشده است!! اگر هم کتابی سوزانده شده است، با کدامین دلیل می توان اثبات کرد که چنین کتاب هایی مشتمل بر اندیشه های عظیم بوده اند؟؟
تمدن یونان هنوز بر تارک تاریخ می درخشد و در دانشگاه های معتبر ایران و جهان تدریس می شود؛ از منطق ارسطو گرفته تا نوشته های افلاطون و سقراط. نوشته هایی مربوط به حدود چهارصد سال قبل از میلاد.
اما براستی ما ایرانیان، قبل از حضور اسلام و تشیع کدامین فرهنگ و تمدن را داشته ایم؟؟
اگر اسلام نبود، خبری از ابن سینا و ملاصدرا و رازی و ابوریحان نیز نبود. کدام شعر قبل از اسلام را می توان با یک بیت از اشعار و ادب فارسی بعد از اسلام مقایسه کرد؟؟؟
حافظ، سعدی، مولانا، شمس، نظامی گنجوی، عطار نیشابوری و شعر و ادب غنی فارسی، مدیون آیات و روایات اسلامی است. کافی است پس زمینه اسلام را از این ابیات بردارید تا جز کاغذپاره هایی بی ارزش چیزی باقی نماند.
بتی ساخته اند به نام "کوروش کبیر" که راست و دروغش در هاله ابهام است.
تا سخن از ملی گرایی بود، شهرهای ایران را یک به یک به همسایگان هدیه دادیم؛ بخش هایی از شمال، جنوب و جزایر بحرین و سرزمین هایی در شرق و غرب.
اما وقتی سربند "یا زهرا" و "یاحسین" آذین بخش پیشانی ها شد، از جان و مال خود گذشتیم تا یک وجب از این خاک در دست لاشخورها نیفتد.
ما قبل از اسلام نیز کتاب و دین و فرهنگ داشتیم همچون همۀ دنیا؛ هیچ مکانی از این کره خاکی، قبل از ظهور پیامبر، بدون دین یا فرهنگ نبوده اند، و البته چیزهای دیگری هم داشتیم. شاهانی که دهقان و دامدار و همه و همه باید چون چارپایان کار می کردند تا اینان در تخت جمشیدها به آسودگی بیارمند و به ریش رعیت بخندند. شاه خدا بود و مردم بنده و برده او (که البته این اقتضای حکومت شاهنشاهی است). و چه متکبرانه، نظام بردگی را بر دیوارهای کاخ هایشان حک کرده اند. و چه قدر احمقانه است که تفکر "شاه پرستی" نسل به نسل منتقل می شود و برخی شعار می دهند: «پدر من کوروش است»؛ یعنی کوبیدن بر طبل بردگی و حماقت و تلاش برای زنده نگه داشتن خواری خود.
امام علی ع فرمود: برده کسی مباش که خداوند تو را آزاد آفرید.
فرهنگ، تمدن، اخلاق و انسانیت مختص هیچ آب و خاکی نیست؛ بلکه موهبتی الهی است که در سایه تعالیم پیامبران و امامان شیعه به انسان می رسد. مهم نیست رنگ پوستت چیست و به کدامین زبان سخن می گویی؛ ببین حکیم کجاست و حکمت در کجا پیدا می شود، آن را بطلب حتی اگر در چین باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۸:۳۷
شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ق.ظ

حسینی باشیم ....

بیایید "حرّ" و آزاده باشیم، جای ما در صف دوستان امام حسین (ع) و یارانش است و نه در صف یزید و یزیدیان. توبه کنیم و حسینی شویم.
سلام بر حسین؛
محرم که می آید، با دو گروه مواجه می شویم: گروهی از مردمان آزاده که به یاد رشادت های امام حسین (ع) و یارانش خیمۀ ماتم برپا کرده و تلاش می کنند به این بهانه، پرچم ظلم ستیزی و عشق به خداوند و خوبی ها را برافراشته نگه دارند.
و گروهی که دانسته یا ندانسته، به مبارزه با فرهنگ عاشورایی می پردازند. جانمازها آب می کشند و خیرخواه فقرا و جهیزیه دختران می شوند، از لزوم شادی و نشاط در جامعه می گویند و برخی نیز در کنار این سخنان فریبنده که رنگی از عمل ندارد، به نشر شبهات علیه شیعه و امامان (ع) می پردازند.🙁🙁🙁
یا خود بافنده می شوند و یا دروغ بافته هایی که انسان های خیالی گفته اند تکرار و بازنشر می کنند. نقل هایی که ساخته می شوند تا ایرانیان را نسبت به اهل بیت (ع) بدبین کنند.
غافل از اینکه به برکت این جلسات اهل بیت (ع)، چقدر دختران جوان به خانه بخت رفته اند، چه زندانی هایی که آزاد شده اند، و چه انسان های آلوده ای که توبه کرده اند و چه امیدها و خنده هایی که به کانون خانواده ها برگشته اند.
علامه عسگری (ره) کتابی دارند به نام «صد و پنجاه صحابه خلق شده برای رسول خدا ص»؛ یعنی یارانی که آنها و محل زندگی شان توسط خدا خلق نشده است. بلکه خلق چنین صحابه ای، ساخته و پرداخته ذهن دشمنان اهل بیت (ع) است.🤔🤔🤔
از جمله مطالبی که در ایام محرم بازنشر می شود، مطلبی با عنوان «حضور امام حسن و امام حسین ع در جنگ با ایرانیان در فتح طبرستان» است. همیشه و همه جا همه می نویسند که در کتاب طبری، ج 5، ص 2116 آمده است که «حنش بن مالک گوید: سعید بن عاص به سال سى‏ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد حذیفة بن یمان و کسانى از یاران پیمبر خدا صلى الله علیه و سلم با وى بودند. حسن و حسین و عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمرو عمرو بن عاص و عبد الله بن زبیر نیز با وى بودند. عبد الله بن عامر نیز به آهنگ خراسان از بصره در آمد و از سعید پیشى گرفت و در ابر شهر منزل کرد ....» اما کسی نمی پرسد که این راوی یعنی «حنش بن مالک» کیست؟ 🙄🙄🙄
در بین شیعیان و اهل سنت، علم خاصی به نام علم رجال وجود دارد که راویان و ناقلان اخبار نام برده می شوند و زندگی آنها و میزان صحت و سقم اخبارشان مورد بررسی قرار می گیرد.
«حنش بن مالک» بر اساس جستجویی که من در کتب شیعه و سنی کردم، فردی بی نام و ناشناخته است که احتمال می رود از جمله همان راویان ساختگی یا درباری باشد که به خاطر ایجاد نفرت نسبت به امامان در مردم ایران و مخصوصا اهالی شمال ـ که ارادت ویژه ای به اهل بیت (علیهم السلام) دارند ـ جعل شده باشد.
ترجمه تاریخ طبری، کتابی 16 جلدی با حدود هفت هزار صفحه است. اگر «حنش بن مالک» فردی معتبر و مورد اعتماد است، چرا فقط همین صفحه آراسته به نام او شده است و در دیگر صفحات تاریخ طبری و دیگر کتاب های تاریخی مشهور دیگر، نام او تکرار نشده است؟ آیا او فقط به دنیا آمده است که بگوید «فلان افراد به طبرستان حمله کردند و امامان شیعه هم بودند» و بعد محو شود؟؟؟ در اصل عربی کتاب نیز، طبری می گوید که حنش این داستان را از علی بن مجاهد نقل کرده است(ج 4، ص 269). و علی بن مجاهد در علم رجال، از «کذّابین» و دروغگویان محسوب می شود. 😮😮😮😮
پس به نظر می رسد که خبر حضور امامان شیعه در بین جمعیت مسلمانانی که به طبرستان آمدند، بر اساس یک راوی خیالی است که فقط به درد خیال پردازان و کینه توزان می خورد و هیچ انسان آزاده و منصفی از ابزار دروغ و خیال برای نقد یک مکتب استفاده نمی کند.
علاوه بر اینکه، اکثر مورخین فتح طبرستان را بدون جنگ و خونریزی دانسته اند و افسانه جنایت هایی که سعید انجام داده است، دارای اختلاف در نقل است و نمی توان به آنها اعتماد کرد.
راستگو و حق طلب باشیم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۰۹:۳۳