وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند
بازدید کننده محترم؛
این وبلاگ برای ارتباط و تبادل اطلاعات علمی در زمینه های مختلف با «طلاب و دانشجویان کلاس هایم» بوده و الزاما "منعکس کننده دیدگاه های شخصی من" نیست.
تلاشم بر آن است که به خودم و دیگران یاد بدهم که حق طلب باشیم، هر چند باور به آن دشوار باشد.
برای دریافت فایل ها و اخبار مربوط به کلاس های من، به کانال درسی من در سال 95-96 به آدرس @darsha در پیام رسان آی گپ و ایتا مراجعه کنید.

آخرین نظرات
  • ۹ فروردين ۹۶، ۱۹:۱۰ - سید مهدی
    متشکرم

۲۳ مطلب با موضوع «دسته بندی علمی :: تاریخ تحلیلی اسلام» ثبت شده است

شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ق.ظ

حسینی باشیم ....

بیایید "حرّ" و آزاده باشیم، جای ما در صف دوستان امام حسین (ع) و یارانش است و نه در صف یزید و یزیدیان. توبه کنیم و حسینی شویم.
سلام بر حسین؛
محرم که می آید، با دو گروه مواجه می شویم: گروهی از مردمان آزاده که به یاد رشادت های امام حسین (ع) و یارانش خیمۀ ماتم برپا کرده و تلاش می کنند به این بهانه، پرچم ظلم ستیزی و عشق به خداوند و خوبی ها را برافراشته نگه دارند.
و گروهی که دانسته یا ندانسته، به مبارزه با فرهنگ عاشورایی می پردازند. جانمازها آب می کشند و خیرخواه فقرا و جهیزیه دختران می شوند، از لزوم شادی و نشاط در جامعه می گویند و برخی نیز در کنار این سخنان فریبنده که رنگی از عمل ندارد، به نشر شبهات علیه شیعه و امامان (ع) می پردازند.🙁🙁🙁
یا خود بافنده می شوند و یا دروغ بافته هایی که انسان های خیالی گفته اند تکرار و بازنشر می کنند. نقل هایی که ساخته می شوند تا ایرانیان را نسبت به اهل بیت (ع) بدبین کنند.
غافل از اینکه به برکت این جلسات اهل بیت (ع)، چقدر دختران جوان به خانه بخت رفته اند، چه زندانی هایی که آزاد شده اند، و چه انسان های آلوده ای که توبه کرده اند و چه امیدها و خنده هایی که به کانون خانواده ها برگشته اند.
علامه عسگری (ره) کتابی دارند به نام «صد و پنجاه صحابه خلق شده برای رسول خدا ص»؛ یعنی یارانی که آنها و محل زندگی شان توسط خدا خلق نشده است. بلکه خلق چنین صحابه ای، ساخته و پرداخته ذهن دشمنان اهل بیت (ع) است.🤔🤔🤔
از جمله مطالبی که در ایام محرم بازنشر می شود، مطلبی با عنوان «حضور امام حسن و امام حسین ع در جنگ با ایرانیان در فتح طبرستان» است. همیشه و همه جا همه می نویسند که در کتاب طبری، ج 5، ص 2116 آمده است که «حنش بن مالک گوید: سعید بن عاص به سال سى‏ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد حذیفة بن یمان و کسانى از یاران پیمبر خدا صلى الله علیه و سلم با وى بودند. حسن و حسین و عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمرو عمرو بن عاص و عبد الله بن زبیر نیز با وى بودند. عبد الله بن عامر نیز به آهنگ خراسان از بصره در آمد و از سعید پیشى گرفت و در ابر شهر منزل کرد ....» اما کسی نمی پرسد که این راوی یعنی «حنش بن مالک» کیست؟ 🙄🙄🙄
در بین شیعیان و اهل سنت، علم خاصی به نام علم رجال وجود دارد که راویان و ناقلان اخبار نام برده می شوند و زندگی آنها و میزان صحت و سقم اخبارشان مورد بررسی قرار می گیرد.
«حنش بن مالک» بر اساس جستجویی که من در کتب شیعه و سنی کردم، فردی بی نام و ناشناخته است که احتمال می رود از جمله همان راویان ساختگی یا درباری باشد که به خاطر ایجاد نفرت نسبت به امامان در مردم ایران و مخصوصا اهالی شمال ـ که ارادت ویژه ای به اهل بیت (علیهم السلام) دارند ـ جعل شده باشد.
ترجمه تاریخ طبری، کتابی 16 جلدی با حدود هفت هزار صفحه است. اگر «حنش بن مالک» فردی معتبر و مورد اعتماد است، چرا فقط همین صفحه آراسته به نام او شده است و در دیگر صفحات تاریخ طبری و دیگر کتاب های تاریخی مشهور دیگر، نام او تکرار نشده است؟ آیا او فقط به دنیا آمده است که بگوید «فلان افراد به طبرستان حمله کردند و امامان شیعه هم بودند» و بعد محو شود؟؟؟ در اصل عربی کتاب نیز، طبری می گوید که حنش این داستان را از علی بن مجاهد نقل کرده است(ج 4، ص 269). و علی بن مجاهد در علم رجال، از «کذّابین» و دروغگویان محسوب می شود. 😮😮😮😮
پس به نظر می رسد که خبر حضور امامان شیعه در بین جمعیت مسلمانانی که به طبرستان آمدند، بر اساس یک راوی خیالی است که فقط به درد خیال پردازان و کینه توزان می خورد و هیچ انسان آزاده و منصفی از ابزار دروغ و خیال برای نقد یک مکتب استفاده نمی کند.
علاوه بر اینکه، اکثر مورخین فتح طبرستان را بدون جنگ و خونریزی دانسته اند و افسانه جنایت هایی که سعید انجام داده است، دارای اختلاف در نقل است و نمی توان به آنها اعتماد کرد.
راستگو و حق طلب باشیم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۰۹:۳۳
جمعه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ق.ظ

جواب یک شبهه عجیب تاریخی!!!😧😧😧

جواب یک شبهه عجیب تاریخی!!!😧😧😧
آیا امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام، در حمله به ایران شرکت داشتند؟
🌈🌈🌈🌈🌈
جواب کوتاه:
در بین کتاب های فراوان تاریخی، تنها منبعی که اشاره چند کلمه ای به شرکت این دو امام بزرگوار در حمله به ایران داشته، تاریخ طبری است، آن هم به نقل از یک راوی؛ به فرماندهی سعید در زمان خلیفه سوم عثمان بن عفان برای فتح طبرستان!!!
در کتاب های تاریخی دیگر، مورخان ورود مسلمانان به طبرستان را بدون جنگ و خونریزی دانسته اند و حتی کوچکترین اشاره ای به نام این دو امام همراه مسلمانان برای حضور در طبرستان نشده است.
🌏🌏🌏🌏🌏
نتیجه: هیچ انسان محقق و منصفی به خود چنین اجازه ای نمی دهد که به خاطر یک سطر از یک کتاب تاریخی که به اذعان همۀ محققان، هنوز داستان های راست و دروغ تاریخ طبری از هم تفکیک نشده است، این گونه با دو امام دانشمند، پاک و سخاوتمند به مبارزه برخیزد.

❤️❤️قبل از هرگونه قضاوتی، قلب خود را از سیاهی کینه و تعصب پاک کنیم.❤️❤️
جواب کامل تر را در این سایت مطالعه کنید.👇
http://www.adyannet.com/fa/news/13511

نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران | پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
این نوشتار در نقد بخشی از دیدگاه‏‌‌های نویسندگان ضد اسلامی است که امام حسن (علیه السلام) و امام حسین ....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۹
يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ق.ظ

به نام خدایی که حج را واجب کرد

قرار نیست وقتی کودکانی در پارک دچار حادثه می شوند، پارک ها و بوستان ها را تعطیل کنیم.

قرار نیست اگر در جاده ها تصادف شود، مردم را از مسافرت منع کنیم و یا جاده ها را از بین ببریم.

قرار نیست که اگر بچه ای معلول به دنیا آمد، ازدواج تعطیل شود و یا همه مردم را عقیم کنیم.

و یا حتی قرار نیست که به خاطر بی نمازی، در مسجد را ببندیم.

اگر این مثال ها و هزاران مثال مشابه را منطقی و عقلانی می دانید، پس چرا به خاطر حادثه وحشتناکی مانند منا تصمیم بگیریم امر واجبی مانند حج را تعطیل کنیم؟

حج را همان خدایی واجب کرده است که کمک به نیازمندان را واجب کرد.

حج را همان امامانی به ما یاد داده اند که شب و روزشان را با مستمندان سپری می کردند.

تحریم حج = من از خداوند و امامان نیز بیشتر می فهمم؛

تحریم حج = انزوای شیعه و قطع ارتباط با جهان اسلام؛

تحریم حج = بازی در میدان تعصبات قومی و ضد انسانی؛

تحریم حج = محرومیت مسلمانان دیگر از ارتباط با شیعه؛

تحریم حج = خوشحالی عربستان و اسراییل؛

تحریم حج = بازی در پازل اسلام ستیزان؛

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۰۷:۲۹

چکیده:

یکی از بحث‌های مربوط به پیدایش جریان غلوّ این است که غالیان در عصر خلافت امام علی ـ علیه‌السّلام ـ پدید آمدند. در این باره روایتی مشهور اما فاقد سند قابل اعتنا، حکایت از آن دارد که امام در برخورد با این جماعت، ابتدا آنان را توبه داده و وقتی دعوت به توبه را نپذیرفتند، همه را در آتش سوزاند! آنچه در این مقاله آمده است بررسی سندی و متنی روایاتی است که در این باره نقل شده است. در این مقاله نشان داده شده که چنین حکایتی به دلیل نداشتن سند درست، آشفتگی و اضطراب در متن، اختلاف نقل ها و نیز نامعقول بودن محتوای آن نادرست است. از طرف دیگر، این داستان در حاشیه داستان مجعولی است که در پیرامون عبدالله بن سبأ پدید آمده و این نیز خود دلیل دیگری بر بطلان آن است.
کلید واژگان: امام علی ـ علیه‌السّلام ـ، غلیان، ارتداد، عبدالله بن سبأ،

مقدمه

مدعای شگفتی به طور پراکنده در متون متقدم نقل شده و منبع خطایی شده است که به سهم خود سبب برآمدن یک تصور خلاف واقع در تاریخ غلو و غالیان شده است. حکایت چنین است که بر اساس شماری از نقلها در روزگار امام علی ـ علیه‌السّلام ـ شماری از غالیان در مدائن ظاهر شدند. این گزارش که هدف از آن ارائه تصویری از شیعه بر پایه غلو و تأکید بر نقش غالیان در پایه‌گذاری تشیع است، دقیقا به خاطر همین انگیزه باطل، محل تردید و نیاز مند بررسی است. طبیعی است که این تردید می ‌بایست از نقطه نظر تاریخی و با بکار گیری نوعی نقد تاریخی، مورد بررسی قرار گیرد. روشی که در اینجا ارائه شده بر اساس نقد سند و محتوا بوده و از این دو زاویه، تلاش شده است تا نشان داده شود گزارش مزبور هم به لحاظ سند و هم محتوا قابل قبول نیست.
مقصود از غلو در اینجا، طرح نوعی ادعای الوهیت یا صفات خدایی نسبت به امام علی (ع) است که از آن جمله نامیرایی است، ادعایی که از نظر امامان شیعه، نوعی انحراف و حتی کفر تلقی شده و بشدت با آن مخالفت شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۳۱
جمعه, ۷ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۳۷ ب.ظ

ملی گرایی و شاه پرستی جوامع بشری

برای ابراز نظر در مورد مطلب، به منبع آن مراجعه کنید:

منبع: نقد و نقل


ملی گرایی یعنی چشم بستن بر خوبی ها و بدی های انسان ها و قضاوت بر اساس ملیت؛

این فرد خوب است چون هموطن من است، هر چند زندگی هزاران جوان را با مواد مخدر و سکس و ... از بین برده باشد.

فلان فرد بد است چون هموطن من نیست؛ هر چند کتاب های زیادی نوشته باشد و یا کارهای خوب زیادی کرده باشد.

ملی گرایی یعنی دفاع بی چون و چرا از شاهان و بزرگان، بدون توجه به نظرات آنان و تأثیر رفتارشان بر جوامع بشری.

آیا اضافه کردن واژۀ کبیر به اسکندر و کوروش و ناپلئون و صدام و .... آنها را از دایره نقد بیرون می آورد؟

آیا هر کسی که کشورهای دیگر را فتح کرده و با ریختن خون مردمان و غارت اموالشان، چند هکتار به سرزمین مان اضافه کرد و غنائمی به سربازان داد ،باید نامش در کتاب های تاریخ به بزرگی یاد شود و مجسمه اش را در میدان ها گذاشت!!!

هنر انسان، ابراهیم (ع) بودن است. یعنی شکستن بت جهل و نادانی؛ نه اینکه با احترام به بت های دیگران به جهلشان احترام بگذاریم. چه بت بابل باشد و چه بت هند و اروپا.

ابراهیم یعنی مباحثه منطقی با خورشید و ماه پرست، یعنی حتی با خداوند رک و راست بودن و از او برای اطمینان بر معاد کمک خواستن.

هنر ابراهیم (ع)، ساختن خانه خدا بود. خانه ای ساخت که خداوند بگوید در خانه من خونریزی حرام است و اینجا محل امن است.

دوست دارم که اگر مملکتم شاه داشته باشد، شاهی دانا و بت شکن داشته باشد و نه آدمکش و کشورگشا.

من شاه خونریز و کشورگشا را دوست ندارم.

من تاریخ را از بزرگترها یاد می گیرم؛ برایم واقعیت را بگویید هر چند تلخ باشد. نه اینکه با تعصبات ملی گرایانه، از حاکمان و شاهان ستمگری که هنوز عکس برده هایشان بر روی کتیبه ها نقش بسته است برایم اسطوره سازی کنید. تاریخ را از زبان تاریخ نویسان شاه پرست برایم املا نکنید که از نویسندگان پول پرست متنفرم.

ماه پشت ابر نخواهد ماند و روزی که راست ها آشکار شود، من بیش از اینکه از شاهان گذشته ناراحت باشم، از شما شکوایه خواهم داشت.

به من راست بگویید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۷
جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۶ ق.ظ

بزرگمهر، دانشمندی که لبانش بریده شد!!!

پرده اى از جنایت خسروپرویز

یکى از کارهاى ظالمانه و دیوانه وار او رفتار با بزرگمهر معروف بود، که در دربار انوشیروان سیزده سال خدمت کرد و باعث حسن شهرت او شد، تا سرانجام خسروپرویز او را به زندان افکند. وى نامه اى به بزرگمهر در زندان چنین نوشت: «بهره دانش و خردمندى تو این شد که تو را کشتنى ساخت.» بزرگمهر در پاسخ نوشت: «تا بخت یار من بود از خرد خود بهره مى بردم، اکنون که نیست از شکیبائى خود بهره مند مى گردم. اگر نیکوکارى بسیارى از دست من رفته از بدکارى هاى بسیار، نیز آسوده شده ام. اگر منصب وزارت از من سلب شده است، رنج ستمکارى آن نیز از من دست کشیده، پس مرا چه باک است؟» تا این نامه به دست خسروپرویز رسید، فرمان داد بینى و لب هاى بزرگمهر را ببرند. هنگامى که این فرمان را به او گفتند، پاسخ داد: «آرى لبهاى من بیش از این سزاوار است.» خسرو گفت «از چه رو؟» گفت «از آن رو که نزد خاص و عام تو را به صفاتى ستودم که داراى آن نبودى و دلهاى رمیده را رو به تو نمودم، و خوبى هائى از تو پخش کردم که تو سزاوار آن نبودى. اى بدکارترین خسروان، با آنکه یقین بر پاکى و نیکى من داشتى، مرا به گمان بد مى خواهى بکشى؟پس که را به دادگرى تو امیدى تواند بود و به گفته تو دل تواند بست؟» خسرو پرویز، از این سخن برآشفت و فرمان داد بزرگمهر را گردن زدند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۱:۲۶

همیشه با آغاز محرم، سیل شبهات علیه این «همایش بزرگ خداپرستی و انسان دوستی» نیز شروع می شود.

شبهاتی خالی از استدلال، و معمولا پر از تحریکات متعصبانه توخالی.

مراسم عزاداری امام حسین و یارانش، همایشی است سالانه برای اینکه زیبایی های الهی و انسانی، هر ساله تکرار شوند و در گذر زمان و زندگی روزمره گم نشوند:

1. ما برای «علی اصغر شش ماهه» گریه می کنیم که بگوییم نباید کودکان را از حق زندگی و نعمت های خدادادی محروم کرد. امام حسین فرمودند اگر به من رحم نمی کنید، به این طفل صغیر رحم کنید؛ اما شهادت علی اصغر نشان داد که کودکان نیز از جنون شهوت مقام پرستی یزیدیان در مصونیت نیستند. همان چیزی که امروز در مورد کودکان یمن و عراق و سوریه و.... می بینیم.

گریه برای علی اصغر یعنی گریه برای همه کودکان جهان که در گرسنگی و بی آبی، گرفتار ظلم استکبار جهانی هستند.

2. دوستداران امام حسین (ع)، هرساله همایش «ظلم ستیزی» دارند. همایشی به معنای خط زدن «بی تفاوتی».

بزرگترین درد یک جامعه آن است که افراد نسبت به ظلم ستمگران بی تفاوت باشند. نسبت به بدی ها سکوت کنند و با این سکوت راه را برای فربه شدن ستم و از بین رفتن مظلوم هموار سازند.

ظاهرش سینه زنی، زنجیرزنی و کوبیدن بر طبل و سنج است، اما باطن آن مشت ها و ضرباتی است که بر پیکره ظلم و کنار آمدن با ظالم زده می شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۳
جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۸ ق.ظ

طبقه بندی (خوشه بندی) زنان در عصر ساسانی

اگر تاکنون سخن از اختلاف بین مرد و زن بوده است، بگذارید نگاهی هم بیندازیم به اینکه زن با زن نیز برابر نیست!!!

اگر گفته می شود که زن قبل از اسلام نیز ارث داشته است، مالکیت داشته است، پادشه و وکیل می شده است، این ارزش مربوط به همان کمتر از یک درصد جامعه بوده است و 99 درصد زنان دیگر از چنین حقوقی محروم بوده اند.

فایل زیر بردارندۀ طبقه بندی (یا خوشه بندی) عصر ساسانی در مورد زنان است.


صفحات 44 و 45 کتاب تاریخ اجتماعی ایران

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۰۸




منبع: تاریخ اجتماعی ایران، سعید نفیسی، ص 48

دربارۀ نویسنده کتاب: سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ - ۲۳ آبان ۱۳۴۵ خورشیدی)، دانش‌پژوه، ادیب، تاریخ‌نگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.

او جزو نسل اول استادان دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه تهران بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۵ ، ۲۳:۵۲
پنجشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۸ ب.ظ

واقعیتی ناخوشایند از وضعیت زنان در عصر ساسانی



منبع: تاریخ اجتماعی ایران، سعید نفیسی، ص 51

دربارۀ نویسنده کتاب: سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ - ۲۳ آبان ۱۳۴۵ خورشیدی)، دانش‌پژوه، ادیب، تاریخ‌نگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.

او جزو نسل اول استادان دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه تهران بود.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۵ ، ۲۳:۳۸