وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند
بازدید کننده محترم؛
این وبلاگ برای ارتباط و تبادل اطلاعات علمی در زمینه های مختلف با «طلاب و دانشجویان کلاس هایم» بوده و الزاما "منعکس کننده دیدگاه های شخصی من" نیست.
تلاشم بر آن است که به خودم و دیگران یاد بدهم که حق طلب باشیم، هر چند باور به آن دشوار باشد.
برای دریافت فایل ها و اخبار مربوط به کلاس های من، به کانال درسی من در سال 95-96 به آدرس @darsha در پیام رسان آی گپ و ایتا مراجعه کنید.

آخرین نظرات
  • ۹ فروردين ۹۶، ۱۹:۱۰ - سید مهدی
    متشکرم

۶۷ مطلب با موضوع «گوناگون» ثبت شده است

جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ق.ظ

آیا کورش برده داری را لغو کرد؟

برای پیشرفت علم و تمدن، باید اندیشه و قلم را آزاد گذارد. لطفا ابتدا بخوانید، تفکر کنید و بعد انتخاب کنید.


نقل از سایت ادیان
گرچه بر هر منصفی روشن است که کورش‌بزرگ، مردم بابل را از یوغ حاکمان بابلی خلاص نموده و آنان را زیر یوغ خود کشید. چه اینکه در بند 13 و 14 از استوانه آمده است:

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در فضای مجازی به وفور مشاهده می‌شود که از لغو برده‌داری در منشور کورش بزرگ سخن گفته می‌شود. به راستی آیا کورش کبیر (پادشاه بزرگی که اصلاحات زیادی در جهان باستان به انجام رساند و صفات نیکش قابل انکار نیست) برده‌داری را لغو کرد؟ او دقیقاً چه موضعی درباره برده‌داری گرفت؟ و سؤالاتی از این دست که در این مبحث به آن پرداخته خواهد شد.
برخی مدعی هستند که در بند بیست و ششم از استوانه‌ی کورش بزرگ، برده‌داری لغو شده است. اما حقیقت این است که پروفسور شاهرخ رزمجو (که از اساتید بخش خاورمیانه‌ی موزه‌ی بریتانیا British Museum هستند) در ترجمه‌ی استوانه، بند بیست و ششم را چنین بیان داشتند: «در پی امنیت [شهرِ] بابل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل ........ که بر خلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته‌شان نبود، خستگی‌هایشان را تسکین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت.»[1] 
روشن است که کورش‌بزرگ می‌گوید که یوغی بر مردم بابل نهاده شده بود و من آن‌ها را از این یوغ آزاد ساختم. اما به راستی مردم بابل همگی برده بودند؟ واضح است که چنین نبود و منظور از یوغ، حکومت ستمگر بابل بود. استاد عبدالحمید ارفعی (از برترین اساتید باستان‌پژوه و زبان‌شناسِ جهان) در ترجمه‌ی این گفتار چنین آورده است: «درماندگی‌هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم. مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد.» ایشان در حقیقت جمله ی  «anhussn upasih usaptir sarbasunu» را به معنی «رهانیدن از بیگاری و ناحقی» ترجمه کرده اند. در ترجمه‌ی پریچارد (Pritchard) در Ancient Near Eastern Texts نیز همین گفتار آمده است.[2] مشاهده می‌کنیم که برخی، چگونه «رهانیدن عده ای محدود از بیگاری» را به «برانداختن برده داری» تعبیر نمودند، و این برداشتی نادرست و احتمالاً مغرضانه است. از خود استوانه نیز به روشنی فهمیده می‌شود که منظور از آن یوغ، حکومت فرومایگان بر مردم (بند سوم)، گستاخی به خدایان و بت‌ها (بند ششم) بود. حتی در بند هشتم از استوانه به صراحت آمده است که منظور از یوغ و آن بند رها نشدنی، ستم به مردم بوده است: «هر روز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می داشت... همه مردما[نش را...] (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند.»
گرچه بر هر منصفی روشن است که کورش‌بزرگ، مردم بابل را از یوغ حاکمان بابلی خلاص نموده و آنان را زیر یوغ خود کشید. چه اینکه در بند 13 و 14 از استوانه آمده است: «او (مردوک) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همه مردمان سرسیاه (=عامه مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود، به دادگری و راستی شبانی کرد.» روشن است که مردمان در برابر پاهای کورش به خاک می‌افتند و نیز کورش‌بزرگ، شبان (چوپان) مردم نامیده شده است و این یعنی همگان همچون گوسفندان تحت اختیار کورش‌بزرگ بوده‌اند. در بند هجدهم نیز آمده است که مردمان همگی پاهای کورش را بوسیدند و در برابرش کرنش کردند. در بند 30 نیز آمده است که مردم از اقصی نقاط جهان، باج‌هایی بسیار سنگین برای کورش آوردند و در برابرش به خاک افتادند.[3] این یعنی کورش‌بزرگ، مردم بابل را از ستم پادشاه آنجا رهایی بخشید و همه‌ی آنان را برده‌ی خود ساخت. گذشته از اینکه در این استوانه کورش به صراحت بت مردوک و دیگر بت‌ها را می‌ستاید و خود را نماینده‌ی آنان معرفی می‌کند.[4] گرچه برخی چنین اذعان داشته اند که مردم بابل با اختیار خود و با شادکامی در برابر کورش به خاک افتادند و باج‌های سنگینی به وی دادند (!) در حالیکه این یک دروغ بزرگ تبلیغاتی است. چه اینکه مردم بابل هیچ‌گاه به حکومت هخامنشیان رضایت ندادند و همواره در حال تلاش برای خروج از قیمومیت هخامنشیان بودند. شورش‌های فراوان آن مردم (مخصوصاً در عصر حکومت داریوش اول) به روشنی گویای این امر است. گذشته از اینکه از ابتدا نیز اشغال بابل به دست کورش هخامنشی به واسطه‌ی یک ترفند سیاسی بود، نه خواست ملت بابل. البته این موضوع گفتاری مفصل می‌طلبد. لذا کورش‌بزرگ هیچ‌گاه برده‌داری را لغو نکرد. تنها اسیران یهودی را از بند آزاد نمود و بیگاری را برانداخت، یعنی جیره‌ای بسیار اندک برای بردگان قرار داد. لیکن این به معنی لغو برده‌داری نیست. روشن است که برده‌داری در عصر هخامنشیان (در زمان حکومت کورش و پس از آن) امری کاملاً رایج بود. بردگان، همواره بخشی از بدنه‌ی جامعه‌ی طبقاتی بودند، بردگان و کنیزان، رسماً خرید و فروش می‌شدند، و در مقابلِ دریافت جیره‌ای بسیار اندک، مجبور به کارکردن برای اشراف و ثروتمندان بودند.[5]

پی‌نوشت :

[1]. بنگرید به «ترجمه‌ی فارسی از منشور کورش هخامنشی، در موزه بریتانیا، پروفسور شاهرخ رزمجو» The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder
[2]. The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder , Translation given in Pritchard, 'Ancient Near Eastern Texts', pp.315-316
[3]. بنگرید به «ترجمه‌ی فارسی از منشور کورش هخامنشی، در موزه بریتانیا، پروفسور شاهرخ رزمجو» The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder 
[4]. بنگرید به «کورش هخامنشی و پرستش مردوک»
[5]. بنگرید به مقاله «برده‌داری در عصر هخامنشیان»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۸:۵۸
يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ق.ظ

به نام خدایی که حج را واجب کرد

قرار نیست وقتی کودکانی در پارک دچار حادثه می شوند، پارک ها و بوستان ها را تعطیل کنیم.

قرار نیست اگر در جاده ها تصادف شود، مردم را از مسافرت منع کنیم و یا جاده ها را از بین ببریم.

قرار نیست که اگر بچه ای معلول به دنیا آمد، ازدواج تعطیل شود و یا همه مردم را عقیم کنیم.

و یا حتی قرار نیست که به خاطر بی نمازی، در مسجد را ببندیم.

اگر این مثال ها و هزاران مثال مشابه را منطقی و عقلانی می دانید، پس چرا به خاطر حادثه وحشتناکی مانند منا تصمیم بگیریم امر واجبی مانند حج را تعطیل کنیم؟

حج را همان خدایی واجب کرده است که کمک به نیازمندان را واجب کرد.

حج را همان امامانی به ما یاد داده اند که شب و روزشان را با مستمندان سپری می کردند.

تحریم حج = من از خداوند و امامان نیز بیشتر می فهمم؛

تحریم حج = انزوای شیعه و قطع ارتباط با جهان اسلام؛

تحریم حج = بازی در میدان تعصبات قومی و ضد انسانی؛

تحریم حج = محرومیت مسلمانان دیگر از ارتباط با شیعه؛

تحریم حج = خوشحالی عربستان و اسراییل؛

تحریم حج = بازی در پازل اسلام ستیزان؛

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۰۷:۲۹
جمعه, ۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۴۵ ب.ظ

شبهه علیه مدافعان حرم

برخی از افراد تعریفشان از شیعه، پیرو و مریدی ذلیل است که باید به دور از مبارزه با آمریکا و اسرائیل و آل سعود و دیگر یزیدیان زمان، تنها بر یزید 1400 سال پیش لعن و نفرین بفرستد.

شیعه یعنی هر روز حسینی هست که نیاز به یاری تو دارد و هر روز یزیدی هست که باید برایش خار چشم و استخوان گلو باشی.


سلام بر مدافعان حرم اهل بیت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۲۱:۴۵
دوشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۴۶ ب.ظ

رقص کینه های شیطانی


این همه عجله برای انتقام از کدامین خون یا ارث به تاراج رفته است؟

هنوز در حد یک اتهام بیشتر نیست؛ شاید درست باشد و شاید هم غلط؟

اما قطعا این غلط است که ما به خاطر جرم در دست بررسی یک فرد، جامعه ای را متهم کنیم.

این غلط است که ما بگوییم همه دندانپزشک ها خطاکارند چون فلان دندانپزشک احتمالا خطا کرده است؛ یا به خاطر یک مهندس مجرم همه جامعه مهندسین را مجرم بدانیم.

جامعه دین و دینداران یکی از باسوادترین و پاک ترین جوامع بشری است. جامعه ای پر از انسان هایی که مقامات علمی و معنوی بالا دارند و نام دانشمندانشان در فلسفه و فیزیک و شیمی و طب و ... زبانزد همگان است. مهربان ترین افراد به خانواده هایشان هستند و نام بسیاری از آنها در لیست خیرین مدرسه ساز، کمک به ایتام، اطعام به نیازمندان و ... به چشم می خورد.

جامعه دینی و قرآنی ما مفتخر است به جانبازانی که به خاطر جان و ناموس من و تو ایرانی، از جوانی و سلامت جسمشان گذشتند. برخی نیز به جرگه شهدا پیوستند تا سندی باشند بر تارک تاریخ که شاگرد و معلم قرآن به بزرگی و عظمت یاد شوند.

براستی هر کدام از ما که اهل ارتباط با جامعه دینی باشیم، چند مؤمن نیکوکار و مهربان را می شناسیم؟ افرادی که بسیاری از آنها به خاطر اخلاصشان در گمنامی به سر می برند.

حساب آنهایی که می شناسیم و نمی شناسیم چند هزار یا چند میلیون نفر می شود؟

گناه تهمت زدن و به تمسخر گرفتن این همه انسان، چه ثواب و فضیلت بزرگی به دنبال دارد که برخی اینگونه برای رسیدن به آن پاداش از هم سبقت می گیرند؟

کسی کار زشت را تأیید نکرده و نمی پسندد، اما باید بدانید که کار زشت فقط چیزی نیست که شما آن را نیزه کرده و بر قلب جامعه دینی می کوبید.

این نیز بد و بسیار بدتر است که قبل از اثبات جرم یک فرد، همچون گرگی کینه ورز به عزت و شخصیت او و دوستانش حمله ور شویم. آیا به دنبال خالی کردن کدام عقده نهفته و کینه کور هستیم؟ اگر بر این پندارهستیم که وجدانمان آسیب دیده و از انجام کار زشتی برآشفته شده ایم، به خودمان یاد بدهیم که زشتی با زشتی پاک نمی شود.

محکوم کردن زشتی توسط رسانه هایی که حامی شدید فحشا و همجنس بازی هستند و اینها را آزادی های یواشکی بشر می دانند، بیشتر از آنکه حقیقت طلبی و دفاع از ستمدیده ای باشد، جوک و لطیفه ای است که مادر بچه مرده را نیز می گریاند.

شیطان خواه بخندد خواه بگرید، شیطان است. نه با او بخندیم و نه با او بگرییم.

 عبدالرضا بختیاروند/ استاد حوزه علمیه قم و معلم قرآن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۲:۴۶
دوشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۴۰ ب.ظ

صبر، مهارت زندگی انسانهای بزرگ

انسان های بزرگ، ساخته ی صبر هستند.
صبر یعنی «نه گفتن» به خیلی از لذت ها و خوشی ها برای رسیدن به لذتی فراتر از آنچه دیگران بتوانند تصور کنند.
مخترعان بزرگ، عارفان والامقام، شاعران برجسته و نویسندگان زیردست، قاریان خوش نوا و خوانندگان مشهور، میوه درخت صبر هستند.
کسی که با یکبار شکست و «نه شنیدن» کنار بکشد، هیچ گاه انسان بزرگی نمی شود.
شاید رسیدن به یک مقام علمی و معنوی، نیاز به صبری به اندازه یک عمر داشته باشد؛ بیست یا سی یا صد سال. اما چاره چیست که «ان مع العسر یسرا». آسانی ها به دنبال سختی ها قرار گرفته اند!!!
خیلی از اختراعات آینده و کتاب¬های نانوشته، چشم انتظار هستند تا نام تو را برای خود برگزینند. اما نامدار شدن وقتی است که تو اهل صبر باشی.
آیا دوست نداری «ولی الله» باشی؟؟
صبر نداشتن، یعنی پشت پا زدن به همه مقاماتی بالایی که چشم انتظار من هستند.
مقام خلیفه خدا شدن نیز در گرو صبر است. صبر بر طاعت، مصیبت و معصیت.
(سلام بر بانوی صبر و بردباری، حضرت زینب سلام الله علیها)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۴۰
پنجشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۶ ق.ظ

وقتی حماقت انسان فضیلت می شود ....


«وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست «و» حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هر کس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود. یاد‌گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک به‌شمار می‌رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود. علمای دین باور در همین حوزه‌ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند. قیام بزرگ اسلامی‌مان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفکر آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده‌لوحان بی‌سواد، عده ای کمر همت بسته‌اند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشته‌اند. اوضاع مثل امروز نبود، هر کس صددر‌صد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدس‌نماها از میدان به ‌در می‌رفت، ترویج تفکر شاه سایه خداست و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و این‌که ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه‌کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان - علیه السلام - باطل است و هزاران إن قُلت دیگر، مشکلات بزرگ و جان‌فرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت، تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود»

منشور روحانیت حضرت روح الله.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۴ ، ۱۱:۱۶
يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۴۵ ب.ظ

ابلاغ سیاست‌های کلی «محیط زیست»

منیع: سایت دفتر مقام معظم رهبری

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی، در نامه‌ای به رؤسای قوا، سیاست‌های کلی محیط زیست را ابلاغ کردند.
ایجاد نظام یکپارچه‌ی ملی محیط زیست، مدیریت هماهنگ و نظام‌مند منابع حیاتی، جرم‌انگاری تخریب محیط زیست، تهیه‌ی اطلس زیست‌بوم کشور، تقویت دیپلماسی محیط زیست، گسترش اقتصاد سبز و نهادینه‌سازی فرهنگ و اخلاق زیست‌محیطی از جمله محورهای ابلاغیه‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی است.
متن سیاست‌های کلی محیط زیست که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده، به این شرح است:



بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
سیاست‌های کلی محیط زیست

۱. مدیریت جامع، هماهنگ و نظام‌مند منابع حیاتی (از قبیل هوا، آب، خاک و تنوع زیستی) مبتنی بر توان و پایداری زیست‌بوم به‌ویژه با افزایش ظرفیت‌ها و توانمندی‌های حقوقی و ساختاری مناسب همراه با رویکرد مشارکت مردمی.

۲. ایجاد نظام یکپارچه‌ی ملی محیط زیست.

۳. اصلاح شرایط زیستی به‌منظور برخوردار ساختن جامعه از محیط زیست سالم و رعایت عدالت و حقوق بین نسلی.

۴. پیشگیری و ممانعت از انتشار انواع آلودگی‌های غیرمجاز و جرم‌انگاری تخریب محیط زیست و مجازات مؤثر و بازدارنده‌ی آلوده‌کنندگان و تخریب‌کنندگان محیط زیست و الزام آنان به جبران خسارت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۲۰:۴۵

استاد جوادی آملی: به عقیده من اینکه برخی می گویند ما در این مذاکرات امتیازاتی را از دست داده ایم و در عوض امتیازاتی گرفته ایم در واقع درست نیست! بلکه من معتقدم ما در این مذاکرات هیچ چیز از دست ندادیم. طرف مقابل می خواست قدرت ساخت سلاح هسته ای را از ما بگیرد اما ما با آنکه قدرت ساخت سلاح هسته ای را داشتیم، هرگز به دنبال ساخت اینگونه سلاح ها نبودیم.


به گزارش خبرنگار اسراء نیوز: دکتر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در سفر به شهر مقدس قم، در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی دیدار کرد.
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در ابتدای سخنان خود با تسلیت ایام ماه محرم و صفر، به تبیین ارتباط بین زنده نگهداشتن مجالس عزای سید و سالار شهیدان با حفظ نظام اسلامی پرداختند و فرمودند:
رسالت تشیع در هر عصر و زمانی «و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره» است و هیچ کس از این دستور مستثنی نشده است یعنی این جمله همگانی و همیشگی است.
ایشان ادامه دادند:
ما همواره از خداوند می خواهیم که قدرت انتقام و خونخواهی سید الشهداء علیه السلام را به ما عطا کند، ما همواره مرد جنگیم، اما جنگ دفاعی و نه تهاجمی، کسی که خونخواه است به دنبال احقاق حق خود است و نه به دنیال جنگ و تهاجم.
آیت الله العظمی جوادی آملی اظهار داشتند:
دستور مکتب ما این است که همیشه اسلحه در دست آماده باشید تا کسی جرئت حمله به شما را نداشته باشد، اما این اجازه به ما داده نشده است که بخواهیم به دیگری تهاجم داشته باشیم؛ چنانکه در دوران دفاع مقدس به کشورهای کوچک منطقه که از صدام حمایت می کردند هیچ گونه تهاجمی نداشتیم.
ایشان با اشاره به مذاکرات هسته ای و آغاز اجرای برجام در کشورمان خاطرنشان کردند:
به عقیده من اینکه برخی می گویند ما در این مذاکرات امتیازاتی را از دست داده ایم و در عوض امتیازاتی گرفته ایم در واقع درست نیست! بلکه من معتقدم ما در این مذاکرات هیچ چیز از دست ندادیم. طرف مقابل می خواست قدرت ساخت سلاح هسته ای را از ما بگیرد اما ما با آنکه قدرت ساخت سلاح هسته ای را داشتیم، هرگز به دنبال ساخت اینگونه سلاح ها نبودیم.
ایشان افزودند:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۴ ، ۰۹:۴۸
يكشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۰۷ ق.ظ

چند شبهه مغالطه آمیز

1. «تاکنون فکر کرده ای که اگر در کشوری دیگر به دنیا می آمدی، شاید مسلمان نبودی!!»

2. «تاکنون فکر کرده ای دین تو میراث پدر و مادر و اجداد توست و اگر آنها مسلمان نبودند، تو نیز مسلمان نمی شدی!»

3. «آیا تاکنون فکر کرده ای که از پیامبری پیروی می کنی که 1400 سال پیش به کشور تو حمله کرد!!»

راه حل ساده و اجمالی

حل شبهه 1: این شبهه بر اساس این مبناست که اگر فردی به آیین کشورش پایبند باشد، کارش تقلیدی است و هر کار تقلیدی غلط است. بر این اساس همه مردم دنیا وقتی عاقل خواهند بود که علیه دین کشور خود شورش و سرکشی کنند. سخن صحیح آن است که در مورد باورها و عقائدت فکر کن؛ زیرا احتمال این موضوع وجود دارد که اعتقاد کشور تو درست نباشد. و این فقط یک احتمال است. زیرا چه بسا تحقیق کردید و متوجه شدی آیین کشور شما بهترین آیین ها و کامل ترین آنهاست. و نیز تکرار کار دیگران و تقلید از آنها باعث بدی یک کار نیست. آیا براستی اگر کسی در خوب بودن و مهربانی، از مهرورزان دنیا تقلید کند، کار اشتباهی کرده است. تقلیدی بد است که از کار زشت و خرافی صورت بگیرد و نه هر تقلیدی. مانند اینکه کسی بخواهد بدون مطالعه و از سر تقلید، دروغ های دیگران علیه دین و دینداران را تکرار کند!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۰۹:۰۷
پنجشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۲۰ ق.ظ

حرام های عزاداری .....


برادر بزرگوار؛ من هم مانند تو عزادار سید الشهدا هستم. ولی می خواهم بدانی:

بزرگان اخلاق می فرمایند: مبادا با "لا اله الا الله" غیبت کنی!! چه بسا با ذکر گفتن می خواهی کسی را خوار کنی، این غیبت است و حرام.

برادر عزیز؛
وهن مذهب حرام است.
خون نجس است و نجس کردن حرم اهل بیت (علیهم السلام) با خون ریزی شما حرام شرعی است.
خواندن اشعاری که در شأن خاندان عصمت و طهارت نیست درست نمی باشد.

اگر تو را دوست نمی داشتم برایت از احکام و دستورات دینی خبر نمی دادم. و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر ...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۰:۲۰