وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند
بازدید کننده محترم؛
این وبلاگ برای ارتباط و تبادل اطلاعات علمی در زمینه های مختلف با «طلاب و دانشجویان کلاس هایم» بوده و الزاما "منعکس کننده دیدگاه های شخصی من" نیست.
تلاشم بر آن است که به خودم و دیگران یاد بدهم که حق طلب باشیم، هر چند باور به آن دشوار باشد.
برای دریافت فایل ها و اخبار مربوط به کلاس های من، به کانال درسی من در سال 95-96 به آدرس @darsha در پیام رسان آی گپ و ایتا مراجعه کنید.

آخرین نظرات
  • ۹ فروردين ۹۶، ۱۹:۱۰ - سید مهدی
    متشکرم
جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۶ ق.ظ

بزرگمهر، دانشمندی که لبانش بریده شد!!!

پرده اى از جنایت خسروپرویز

یکى از کارهاى ظالمانه و دیوانه وار او رفتار با بزرگمهر معروف بود، که در دربار انوشیروان سیزده سال خدمت کرد و باعث حسن شهرت او شد، تا سرانجام خسروپرویز او را به زندان افکند. وى نامه اى به بزرگمهر در زندان چنین نوشت: «بهره دانش و خردمندى تو این شد که تو را کشتنى ساخت.» بزرگمهر در پاسخ نوشت: «تا بخت یار من بود از خرد خود بهره مى بردم، اکنون که نیست از شکیبائى خود بهره مند مى گردم. اگر نیکوکارى بسیارى از دست من رفته از بدکارى هاى بسیار، نیز آسوده شده ام. اگر منصب وزارت از من سلب شده است، رنج ستمکارى آن نیز از من دست کشیده، پس مرا چه باک است؟» تا این نامه به دست خسروپرویز رسید، فرمان داد بینى و لب هاى بزرگمهر را ببرند. هنگامى که این فرمان را به او گفتند، پاسخ داد: «آرى لبهاى من بیش از این سزاوار است.» خسرو گفت «از چه رو؟» گفت «از آن رو که نزد خاص و عام تو را به صفاتى ستودم که داراى آن نبودى و دلهاى رمیده را رو به تو نمودم، و خوبى هائى از تو پخش کردم که تو سزاوار آن نبودى. اى بدکارترین خسروان، با آنکه یقین بر پاکى و نیکى من داشتى، مرا به گمان بد مى خواهى بکشى؟پس که را به دادگرى تو امیدى تواند بود و به گفته تو دل تواند بست؟» خسرو پرویز، از این سخن برآشفت و فرمان داد بزرگمهر را گردن زدند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی