وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند

صفحه ای برای تعامل بیشتر با طلاب و دانشجویان

وبلاگ شخصی عبدالرضا بختیاروند
بازدید کننده محترم؛
این وبلاگ برای ارتباط و تبادل اطلاعات علمی در زمینه های مختلف با «طلاب و دانشجویان کلاس هایم» بوده و الزاما "منعکس کننده دیدگاه های شخصی من" نیست.
تلاشم بر آن است که به خودم و دیگران یاد بدهم که حق طلب باشیم، هر چند باور به آن دشوار باشد.
برای دریافت فایل ها و اخبار مربوط به کلاس های من، به کانال درسی من به آدرس @darsha14 در پیام رسان های ایتا و تلگرام مراجعه کنید.
صفحه من در روبینو و اینستاگرام @abakhtiarvand
آخرین نظرات
  • ۹ فروردين ۹۶، ۱۹:۱۰ - سید مهدی
    متشکرم

۱۴۵ مطلب با موضوع «حوزه علمیه قم» ثبت شده است

چهارشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۰۸ ق.ظ

دلسوزی که باعث پشیمانی شد

برخی از محققان درباره انگیزه میرزای نوری [در نوشتن کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب] گفته‌اند: از میرزا حسین نوری پرسیدیم چه شد که چنین کتابی نوشتی که مایه خجالت ما و تهاجم معاندین گردد؟ وی گریست و گفت: سید معمّم هندی‌ای نزد من آمد و به من گفت: اگر خدا اسم علی (علیه السّلام) را در قرآن آورده بود دیگر به این شکل حقش غصب نمی‌گردید و به این شکل خانه‌نشین نمی‌گردید؛ سپس او اصرار شدیدی نمود که کتابی در نقص قرآن نوشته شود که باعث تسکین قلب‌های ما باشد و محبت ما را به امیرمؤمنان (علیه السّلام) بیشتر نماید و با پافشاری فراوان خواست که لااقل روزی یک صفحه در این باره به او مطالبی را بدهم و خودش هر روز نزد من می‌آمد و صفحه‌ای از این گونه روایات از من می‌گرفت. مدّتی گذشت و دیگر از او خبری نشد تا این که یک‌بار در بغداد برای اخذ ویزا به سفارت انگلیس رفتم -زیرا آن زمان، عراق تحت سلطه بریتانیا بود- دیدم یکی از اعضای سفارت به من نگاه معناداری می‌کند. سلام کرد و گفت: مرا می‌شناسی؟ گفتم: خیر. گفت: من همان سید هندی هستم که هر روز نزد تو آمده و خواستار صحفه‌ای از کتاب تو بودم که اکنون تبدیل به این کتاب «فصل الخطاب» شده است.[1] از طرفی بهترین سخن برای اعتقاد واقعی مرحوم میرزای نوری درباره عدم تحریف قرآن، جمله‌ای است که یکی از مراجع عظام شیعه از وی نقل قول نموده است: «اعتقاد محدّث نوری در پایان عمر، چنین بود که برای من ثابت است که قرآن کریم با تمام سوره‌ها، آیات و جملات آن، همانی است که بین دو جلد آن هم اکنون در اقصی نقاط عالم به عنوان وحی الهی موجود است و هیچ تغییر و تبدیل و کم زیادی تا به امروز باقی مانده و به تواتر قطعی و بدون شک و تردید به دست ما رسیده و هیچ یک از شیعیان امامیه در این موضوع شک ندارد.»[2]

پی‌نوشت:

[1]. الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، محمد صادق تهرانی، فرهنگ الاسلامیة، قم، ج 12، ص 329.

[2]. مجموعة الرسائل، آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی، قم، ج 2، ص 373.

منبع: سایت رسمی فرق و ادیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۰۸

چکیده:

یکی از بحث‌های مربوط به پیدایش جریان غلوّ این است که غالیان در عصر خلافت امام علی ـ علیه‌السّلام ـ پدید آمدند. در این باره روایتی مشهور اما فاقد سند قابل اعتنا، حکایت از آن دارد که امام در برخورد با این جماعت، ابتدا آنان را توبه داده و وقتی دعوت به توبه را نپذیرفتند، همه را در آتش سوزاند! آنچه در این مقاله آمده است بررسی سندی و متنی روایاتی است که در این باره نقل شده است. در این مقاله نشان داده شده که چنین حکایتی به دلیل نداشتن سند درست، آشفتگی و اضطراب در متن، اختلاف نقل ها و نیز نامعقول بودن محتوای آن نادرست است. از طرف دیگر، این داستان در حاشیه داستان مجعولی است که در پیرامون عبدالله بن سبأ پدید آمده و این نیز خود دلیل دیگری بر بطلان آن است.
کلید واژگان: امام علی ـ علیه‌السّلام ـ، غلیان، ارتداد، عبدالله بن سبأ،

مقدمه

مدعای شگفتی به طور پراکنده در متون متقدم نقل شده و منبع خطایی شده است که به سهم خود سبب برآمدن یک تصور خلاف واقع در تاریخ غلو و غالیان شده است. حکایت چنین است که بر اساس شماری از نقلها در روزگار امام علی ـ علیه‌السّلام ـ شماری از غالیان در مدائن ظاهر شدند. این گزارش که هدف از آن ارائه تصویری از شیعه بر پایه غلو و تأکید بر نقش غالیان در پایه‌گذاری تشیع است، دقیقا به خاطر همین انگیزه باطل، محل تردید و نیاز مند بررسی است. طبیعی است که این تردید می ‌بایست از نقطه نظر تاریخی و با بکار گیری نوعی نقد تاریخی، مورد بررسی قرار گیرد. روشی که در اینجا ارائه شده بر اساس نقد سند و محتوا بوده و از این دو زاویه، تلاش شده است تا نشان داده شود گزارش مزبور هم به لحاظ سند و هم محتوا قابل قبول نیست.
مقصود از غلو در اینجا، طرح نوعی ادعای الوهیت یا صفات خدایی نسبت به امام علی (ع) است که از آن جمله نامیرایی است، ادعایی که از نظر امامان شیعه، نوعی انحراف و حتی کفر تلقی شده و بشدت با آن مخالفت شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۳۱

طرح شبهه:

احتمالا در سال ۷۱ بود که عده‌اى از کارشناسان و محققان جمهورى اسلامى مستقر در مجلس شوراى اسلامى که جزو نمایندگان هم بودند پس از ۱۴۰۰ سال تحقیق و بررسى ناگهان به راز مهمى پی‌بردند و آن اینکه حضرت فاطمه دختر رسول خدا (ص) فوت ننموده بلکه شهید شده است اینجا بود که آن نمایندگان مجلس (که خداوند از آنان نگذرد) اعلام کردند از این پس در تقویمها بجاى وفات بنویسند شهادت. و این روز را تعطیل اعلام نمودند و به این صورت بزرگترین ضربت را بر وحدت اسلامى وارد نموده و شکافى عمیق ایجاد نمودند.

آقایان شیعه به ما بگویید چرا تا پیش از این در تقویم ایران مى‌نوشتند رحلت؟!

نقد و بررسی:

این پرسش دیگر واقعا شیعه را ضربه فنى کرده است!!! حال اگر یک یا دو تقویم نوشته‌اند وفات، آن‌هم با وجود اینهمه دلیل از اهل سنت و شیعه بر شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، آیا استناد به چنین دلیل‌هاى ارزش شنیدن دارد؟

در پاسخ به این شبهه، توجه به دو نکته ضرور است:

اولاً: وفات کلمه‌اى است عام که هم شامل مرگ طبیعى و هم شامل شهادت مى‌شود؛ زیرا در بسیارى از موارد حتى در کتاب‌هاى معتبر، نسبت به شهادت امام حسین، امیر مؤمنان، جعفر طیار علیهم السلام و همچنین در باره خلیفه دوم و سوم نیز کلمه وفات به کار رفته است.


ادامه در سایت:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?id=6058&bank=question&startrec=1

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۲۸
شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۱۹ ق.ظ

نمنونه سؤالات فقه (دروس تمهیدیه)

نمونه سؤال فقه 1 و 3

توجه: سؤالات زیر به طور کلی و فقط به عنوان نمونه مطرح شده اند و چه بسا طراح امتحان شما، با سلیقه دیگری طرح سؤال کرده باشد. پس حتما متن درسی مربوطه را به دقت مطالعه کنید.

 

فقه 3 (لقطه/ اطعمه و اشربه/ ارث)

1.       لقطه را تعریف کنید.

2.       اقسام لقطه را با توضیح بنویسید.

3.       وظیفه یابندۀ لقطه بعد از تعریف و فحص سالانه که باعث یافتن مالک نشود، چیست؟

4.      وظیفه یابندۀ حیوان چیست؟

5.      حکم مجهول المالک چیست؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۵ ، ۰۷:۱۹
چهارشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ب.ظ

آدرس کانال درسی من در پیام رسان ایرانی ایتا


برای دریافت فایل ها و اخبار مربوط به کلاس های من، به کانال درسی در پیام رسان ایرانی ایتا (یا تلگرام)

@darsha14

مراجعه کنید.

اعلام برنامه های درسی

معرفی کتاب های مربوط به هر درس

نمونه سؤالات

ارتباط با دانشجویان و طلاب

.....


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۰
پنجشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۵۱ ب.ظ

تمرین درس مغالطات

مغالطات عبارات زیر را پیدا کنید.

1.      نظریه داروین مورد قبول همه دانشمندان جهان است. من که تا حالا ندیده ام کسی با آن مخالفت کند.

2.      خدایا، اگر کار من غلط است سنگی از آسمان بیاید و به سر من بخورد!!!!!

3.      اصالت با ماهیت نیست، پس قطعا با وجود است!!

4.     تابستان گفتید گرم است و زمستان از سرما گله کردید و به جنگ نیامدید.

6.     مکانیکی خیلی شغل بدی است، واقعا مرا خسته کرده است.

7.      طرح ایشان بسیار طرح خوبی است. با این طرح می توان در مدت 10 سال، 4 نیروگاه بزرگ ساخت که برق همه کشور را تأمین می کند.

امام

موفق باشید

نمونه برای حل مغالطه

مغالطه: مرد از زن برتر است، زیرا مردانی که به کمال رسیده اند، بیشتر از زنانی هستند که به کمال رسیده اند.

حل مغالطه: (اولا استقرا تامی در این زمینه نیست، ثانیا خلط علت و دلیل شده است، ثالثا اگر مردانی که به کمال رسیده باشند بیشتر از زنان باشند، شاید به خاطر علت های دیگری غیر از برتری مرد بر زن باشد، مانند فراهم بودن زمینه کمال، نبود عوامل بازدارنده مانند تبعیض های جنسیتی و ...)

 

 


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۱
جمعه, ۷ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۳۷ ب.ظ

ملی گرایی و شاه پرستی جوامع بشری

برای ابراز نظر در مورد مطلب، به منبع آن مراجعه کنید:

منبع: نقد و نقل


ملی گرایی یعنی چشم بستن بر خوبی ها و بدی های انسان ها و قضاوت بر اساس ملیت؛

این فرد خوب است چون هموطن من است، هر چند زندگی هزاران جوان را با مواد مخدر و سکس و ... از بین برده باشد.

فلان فرد بد است چون هموطن من نیست؛ هر چند کتاب های زیادی نوشته باشد و یا کارهای خوب زیادی کرده باشد.

ملی گرایی یعنی دفاع بی چون و چرا از شاهان و بزرگان، بدون توجه به نظرات آنان و تأثیر رفتارشان بر جوامع بشری.

آیا اضافه کردن واژۀ کبیر به اسکندر و کوروش و ناپلئون و صدام و .... آنها را از دایره نقد بیرون می آورد؟

آیا هر کسی که کشورهای دیگر را فتح کرده و با ریختن خون مردمان و غارت اموالشان، چند هکتار به سرزمین مان اضافه کرد و غنائمی به سربازان داد ،باید نامش در کتاب های تاریخ به بزرگی یاد شود و مجسمه اش را در میدان ها گذاشت!!!

هنر انسان، ابراهیم (ع) بودن است. یعنی شکستن بت جهل و نادانی؛ نه اینکه با احترام به بت های دیگران به جهلشان احترام بگذاریم. چه بت بابل باشد و چه بت هند و اروپا.

ابراهیم یعنی مباحثه منطقی با خورشید و ماه پرست، یعنی حتی با خداوند رک و راست بودن و از او برای اطمینان بر معاد کمک خواستن.

هنر ابراهیم (ع)، ساختن خانه خدا بود. خانه ای ساخت که خداوند بگوید در خانه من خونریزی حرام است و اینجا محل امن است.

دوست دارم که اگر مملکتم شاه داشته باشد، شاهی دانا و بت شکن داشته باشد و نه آدمکش و کشورگشا.

من شاه خونریز و کشورگشا را دوست ندارم.

من تاریخ را از بزرگترها یاد می گیرم؛ برایم واقعیت را بگویید هر چند تلخ باشد. نه اینکه با تعصبات ملی گرایانه، از حاکمان و شاهان ستمگری که هنوز عکس برده هایشان بر روی کتیبه ها نقش بسته است برایم اسطوره سازی کنید. تاریخ را از زبان تاریخ نویسان شاه پرست برایم املا نکنید که از نویسندگان پول پرست متنفرم.

ماه پشت ابر نخواهد ماند و روزی که راست ها آشکار شود، من بیش از اینکه از شاهان گذشته ناراحت باشم، از شما شکوایه خواهم داشت.

به من راست بگویید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۷

همیشه با آغاز محرم، سیل شبهات علیه این «همایش بزرگ خداپرستی و انسان دوستی» نیز شروع می شود.

شبهاتی خالی از استدلال، و معمولا پر از تحریکات متعصبانه توخالی.

مراسم عزاداری امام حسین و یارانش، همایشی است سالانه برای اینکه زیبایی های الهی و انسانی، هر ساله تکرار شوند و در گذر زمان و زندگی روزمره گم نشوند:

1. ما برای «علی اصغر شش ماهه» گریه می کنیم که بگوییم نباید کودکان را از حق زندگی و نعمت های خدادادی محروم کرد. امام حسین فرمودند اگر به من رحم نمی کنید، به این طفل صغیر رحم کنید؛ اما شهادت علی اصغر نشان داد که کودکان نیز از جنون شهوت مقام پرستی یزیدیان در مصونیت نیستند. همان چیزی که امروز در مورد کودکان یمن و عراق و سوریه و.... می بینیم.

گریه برای علی اصغر یعنی گریه برای همه کودکان جهان که در گرسنگی و بی آبی، گرفتار ظلم استکبار جهانی هستند.

2. دوستداران امام حسین (ع)، هرساله همایش «ظلم ستیزی» دارند. همایشی به معنای خط زدن «بی تفاوتی».

بزرگترین درد یک جامعه آن است که افراد نسبت به ظلم ستمگران بی تفاوت باشند. نسبت به بدی ها سکوت کنند و با این سکوت راه را برای فربه شدن ستم و از بین رفتن مظلوم هموار سازند.

ظاهرش سینه زنی، زنجیرزنی و کوبیدن بر طبل و سنج است، اما باطن آن مشت ها و ضرباتی است که بر پیکره ظلم و کنار آمدن با ظالم زده می شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۳
جمعه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۳۰ ب.ظ

نقد خاستگاه بشری داشتن قرآن

برخی افراد تلاش کرده­اند، کتاب قرآن و وحی آسمانی را برآمده از شعور و نبوغ مرموزی در وجود پیامبران الهی دانسته و پیامبران را انشا کننده کلمات کتاب الهی معرفی کنند. این طرز فکر با نصوص قرآنی که در مقام اثبات ، قرآن را از جانب خداوند معرفی کرده و در جانب انکار، بشری بودن آن را نفی کرده است تعارض دارد.

علاوه بر بیان رسای قرآن در نفی این فرضیه، تفاوت آشکار بین تجربه­های نفسانی و وحی آسمانی نیز تمایزگر این دو مقوله است.

مقام قابلیت، مقامی جدای از مقام فاعلیت و انشاست. پیامبران رسولانی قابل هستند که بعد از موفقیت در امتحانات الهی، از جانب خداوند برگزیده شدند تا از آنچه برای آنها آشکار شده و برای ما پنهان است خبر دهند، بدون آنکه خود نقشی در تولید یا تغییر این پیام­ها داشته باشند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۳۰
چهارشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۰۵ ق.ظ

شبهاتی در مورد عدل الهی

این مبحث مربوط به درس عقائد جامعه الزهرا در روز چهارشنبه 25 فروردین است.


1. آیا وجود مرگ، بیماری دلیل بر بی عدالتی خداوند نیست؟ مرگ و بیماری، باعث آزار فرد و اطرافیانش می شود، آیا بهتر نبود که زندگی انسان ها عاری از بیماری و مرگ باشد؟

ورود انسان به دنیا برای ماندن نیست. دنیا برای انسان به منزلۀ یک بازار در جمع آوری توشه، یا به منزلۀ مزرعه­ای برای کشتن است. تصور حقیقی از دنیا، این باور را به دنبال خواهد داشت که ماندگاری در دنیا شر است و نه رفتن از آن.

وجود بیماری در دنیا نیز می­تواند توجیهات گوناگونی داشته باشد.

گاه بیماری در اثر کوتاهی فرد یا اطرافیان است که بنابر اینکه مرتبط با اختیار عالم دنیاست، بدی­اش مرتبط به انسان است و نه خداوند. مثل نوزادانی که در اثر الکلی بودن والدین مشکلات جسمی پیدا می­کنند.

گاهی نیز بیماری در اثر حوادث غیراختیاری است. مانند جایی که چاقوی تیزی در هنگام خوردن میوه دست فرد را پاره می­کند. اقتضای نظم در خلقت آن است که چاقو پوست را پاره کند. چاقویی که پوست را نبرد یا پوستی که از چاقو اثر نپذیرد مشکل دارد نه چاقویی که ببرد یا پوستی که پاره شود. پس شر در اینجا نیز خیری است که من به خاطر ناخرسندی روحی از اتفاق پیش آمده آن را شر محسوب می کنم.

برخی بیماری­ها نیز، علامتی برای آگاه شدن فرد بر دردهای عظیم­تر است. مانند خیلی از تب­ها و سردردها که هشداری در وجود بیماری گوارشی یا قلبی هستند. وجود این درد و بیماری مانند همان بوی گاز طبیعی، بوی تعفن، بوی ماندگی و ترشیدگی غذا و ... است که نه تنها شر نیست، بلکه باعث آگاهی ما از خطر و تدبیر برای سلامتی است.

برخی از دردها و بیماری ها نیز آزمایش الهی برای درک درجات معنوی بالاتر است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۵ ، ۰۸:۰۵